تبليغاتX
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار !!!

امروز جمعه ست

چه دلشوره عجیبی دارم

نمیدونم چی شده؟ یا قراره چه اتفاقی بیفته؟

حالمم اصلاً خوب نیست کاشکی زودتر این حال غریب تموم بشه

دلم می خواد بنویسم از هرچی.... از هر کی...

خیلی گلایه دارم

از اطرافیانم

از عشقم... خدا

واای من چمه؟ چرا اینجوری شدم

 

پس مینویسم تا خالی بشم

 

 

 

 

تنهاتر از من انگار کسی نیست

هواگرفته هم نفسی نیست تنهاتر از من.... ازمنه خاموش، منه شکسته، منه فراموش

اونکه می خواستم ازم جدا شد... تو مه پشت پنجره رها شد....

نه عشقی موند و نه سر پناهی... ستاره ای نیست تو این سیاهی

پنجره بازه رو به خیابون چشای خیسم خیره به بارون

دلم گرفته مثل همیشه آره دل تنها آروم نمیشه

پنجره بازه به روی بارون ثانیه های منه پریشون

دلم گرفته مثل همیشه بی تو دل تنها آروم نمیشه

تنهاتر از من انگار کسی نیست

هواگرفته هم نفسی نیست تنهاتر از من.... که نا امیدم، که از تموم دنیا.....

نه حالی مونده نه پای رفتن، منو غریبی، منو شکستن،

نه عشقی موند و نه سر پناهی... ستاره ای نیست تو این سیاهی

 

کاشکی می فهمیدی چه دردی داره دلتنگی....

چه دلی میخواد انتظار...

چه صبری می خواد....

این فصل واسه من خاطره زیادی داره

یادآور خاطرات شیرین گذشته که به یادآوردنشون جز تلخی واسه من هیچی نداره

 

 

برای قلب عاشقم لاف صداقتو نزن خودت میدونی که دیگه رو شده دستت واسه من

فکر کردی این بار می تونم که بگذرم از اشتباهت وقتی پر از دوروییه تو اون دوتا چشم سیات

با اون همه خاطره باز میخوام فراموشت کنم می شکنم اما این دفعه برنده بازی منم

می خوام ازت جدا بشم یه ذره تنها بمونی رفیق نیمه راه من دیره واسه پشیمونی

فکر می کنی نمیدونم چشات پر از دورنگیه می خوای بگم که این روزا دلت کجاست پیش کیه؟

اگه میبینی ساکتم چیزی به روت نمیارم بدون که ارزش نداری مردی دیگه تو باورم

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

یک جا یه جمله قشنگ دیدم

حیفم اومد نذارمش اینجا:

تا قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

با اون همه خاطره باز می خوام فراموشت کنم

می شکنم امـــــا این دفعه برنده بــــــازی منم

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

نمک رو زخم من نپاش من زخمی غرورتم

با این همه بدی ببین هنوز سنگ صبورتم

از درد من قصه نگو، قصه من تکراریه

مردن من همیشگی، واسه دل تو عادیه

جلو چشم غریبه ها چقدر خوار و حقیر شدم

هیچی ازم نذاشتی تو وقتی دیدی اسیر شدم

وقتی نبودم هیچکسی با دلت همبازی نبود

خاک سیاه نشوندیمو دلت هنوز راضی نبود

عشقتو تو سرم نزن، اینقدر بهم نگو بمیر

تموم هستیم مال تو، غرورمو ازم نگیر

چرا همیشه تبرت رو ریشه دل منه

بگو چرا قلب منه باید همیشه بشکنه

چه روزایی که سوختم و به پای تو حروم شدم

یه عمری من دل بستمو تو چشمای تو گم شدم

دیگه چی میخوای از دلم هرچی که میخواستی دیدی

عشق پاک و بی ریا، توی دلت می خندیدی...

عشقتو تو سرم نزن، اینقدر بهم نگو بمیر

تموم هستیم مال تو، غرورمو ازم نگیر

چرا همیشه تبرت رو ریشه دل منه

بگو چرا قلب منه باید همیشه بشکنه

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

بازم سلام

بعد از یه استراحت نسبتاً طولانی دوباره سروکلم پیدا شد

اومدم که بازم بنویسم

الان حوصله نوشتن ندارم

تا بعد....

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

تازه ترین زخم دلم قصه ی رفتن توست

باز دلگیرم این دفعه از کی؟

نمیدونم باز چی شده؟

دلم واسه کی تنگ شده؟

کاشکی خواهرم پیشم بود... تا باهاش درد دل میکردم

هیچ کس نمیتونه جای اونو برام پر کنه...

وقتی دلم براش تنگ میشه از همه بیزار میشم

از همه بدم میاد... از دوست... آشنا... همسایه.... فامیل.... خونه ی بی اون...همه اذیتم میکنن

دلم میخواد تنها باشم و تا میتونم اشک بریزم تا شاید دلم خالی بشه

امروز لپ تاپم رو بردم دانشگاه تا فیلم و عکساشو دوستام ببینن

بچه ها دیدن و کلی به به چه چه کردن

اما من فقط دلم تنگتر شد واااای که چقدر دلم براش تنگ شده

یادمه وقتی بچه بودی خیلی باهم دعوا میکردیم

مادرم میگفت اینقدر باهم دعوا نکنید یه روز میاد تو میفتی این سر دنیا اونم اون سر دنیا

اون موقع فقط واسه هم گریه میکنید

من تو دلم میگفتم کی میشه اون روز برسه تا از دستش راحت بشم؟

الان دلم میخواد همه عمرمو بدم تا یه روز از اون روزا برگرده و من کنار خواهرم باشم

تازه میفهمم مادرم چی میگفت؟

خیلی سخته خـیــــــــــلی

بارفتنش تنهای تنها شدم جز خدا و مامانم کسی رو ندارم....

کاشکی خواهرم پیشم بـــــــــــود

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم که باتو بغض عشق را غزل غزل گریستم

 

خوب مرا نگاه کن تو ای تمام دیدنم خوبم اگر، یا که بدم دروغ نیستم منم

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط انرژی |

برای آدم نابینا شیشه و الماس فرقی نمی کنه

 پس اگه کسی قدرتو ندونست

فکر نکن تو شیشه ای اون نابیناست

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت توسط انرژی |

هر شب وقتي تنها ميشم حس ميكنم پيش مني

دوباره گريم ميگيره انگار تو آغوش مني

روم نميشه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشمامه

وقتي نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه

قول بده وقتي تنها ميشم بياي كنار من

شبهاي جمعه كه مياد بياي سر مزار من !

دوباره باز ياد تو شد زمزمه نبودنم 

 ببين كه عاقبت چي شد قصه با تو بودنم

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت توسط انرژی |

همان صفر باش همان دایره ای که با حضورش

روبه روی هر عددی آن عدد تا

ده ها و صد ها بی نهایت می شود

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت توسط انرژی |

یه شب چراغ عشقتو دوباره خاموش می کنم اینبار برای همیشه تو رو فراموش می کنم
نمی ذارم تو خاطرم رنگ خیالت بمونه رو شونه های ساحلم موج نگاهت بمونه صدای قلب من حالا دیگه دوست ندارمه از تلخی گذشته ها هر چی بگم بازم کمه غروب که از راه می رسه عشقتو یادم میاره اما دیگه تموم شده بین من و تو دیواره یه روزی لحظه های من لبریز خواهش تو بود رو پیکر خستگیام دست نوازش تو بود چه زود گذشت روزایی که به قلب خسته جون میدادنگاه گرمی که به من آسمونو نشون میدادحالا دوباره قلب من نوازش تورومیخواد اون لحظه های روشن لبریز خواهش رو میخواد

به یاد پرواز پرنده ای که با بال شکسته می پرد و عاقبت سقوطی سرد و دردناک!!!

Home
Email
Night Skin